پیکر مرحوم عزتالله سحابی تا ساعتی دیگر به منزل ایشان: لواسان ، بلوار امام خمینی ، بعد از میدان گلن دووک ، خیابان پیام ، خیابان صحرای ناران ، کوچهٔ گلستان ، پلاک ۱۰
منتقل خواهد شد...
تشییع پیکر آن مرحوم ، فردا صبح از درب منزل ایشان میباشد
هیچ حاکمیتی در جهان، شکست را به آسانی نپذیرفته که حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی آن را بپذیرد. حتی آقای خمینی با تمام اعتبار و نفوذ مذهبی و سیاسی که بعنوان رهبر انقلاب 57 در خود یکجا داشت، شکستها و بازگشتها از مسیرهای رفته را به آسانی نپذیرفت و تسلیم آن نشد. چنان که در جریان پذیرش پایان جنگ فرسایشی با عراق و یا بازگشت به قانون و خاتمه فضای بسته سیاسی شاهد شدیم.
شکست سیاست "جنگ، جنگ تا فتح کربلا" پس از یک هزار میلیارد خسارت به ایران و 200 هزار قربانی و چند برابر این رقم معلوم و مفقود و اسیر جنگی، سرانجام زیر فشار ناتوانی در ادامه آن پذیرفته شد.(1) پایان سیاست غلط بستن فضای سیاسی و پر کردن زندانها و اعدامها نیز، سرانجام، پس از یک دورهترور و انفجار و اعدام، در سال 1361 در بیانیه 8 ماده ای آقای خمینی پذیرفته شد.
این که سیاست جنگی در جمهوری اسلامی، پس از مدتی در اشکال و ابعاد دیگری (حتی بصورت دخالت نظامی در کشورهای دیگر) ادامه یافت و یا سرکوب و کشتار و بستن فضای سیاسی علیرغم صدور بیانیه 8 ماده ای، به اشکال دیگری به سلطه خود بر ایران ادامه داد و این که چرا چنین شد؟ موضوع بحث نیست و در فرصت و مناسبت دیگری میتوان به آن پرداخت.
آنچه اکنون و در شرایط کنونی جمهوری اسلامی مورد بحث است، آنست که حاکمیتها، شکست سیاستهای خود را به آسانی نمیپذیرند، مگر زیر فشار جنبشهای اجتماعی و پتک سنگین واقعیات؛ و حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی نیز با آن که میداند سیاست جنگی و امنیتیاش شکست خورده، هنوز برای پذیرش این شکست از خود مقاومت نشان میدهد. این مقاومت که روز به روز از توان آن کاسته میشود، درحالی جریان دارد که ساعت به ساعت نشانهها و نمونههای این شکست در برابر دیدگاه مردم و خود حاکمیت قرار میگیرد. ماجرای مضحک "جریان انحرافی" در دولت احمدی نژاد خود یکی از نمونههای برجسته از میان دیگر نمونههاست. همچنان که تبدیل تشییع جنازه بشدت محدود و کنترل شده دروازه بان سابق تیم فوتبال ایران "ناصرحجاری" به تظاهراتی علیه حکومت با همان شعارهای دو سال گذشته پس از کودتا؛ نمونه ای دیگر.
هم احمدی نژاد و همکاران نزدیکش و هم کسانی که او را سر کار آورده اند بخوبی از سقوط اعتبار و مشروعیت حاکمیت در میان مردم و در عرصه جهانی باخبرند و اگر بخشی از این جریان حکومتی به حربههائی مانند لوح کوروش و اسلام ایرانی و آزادی موسیقی و ... متوسل شده برای نجات خویش از کشتی درحال غرق است و نه از روی تغییر باورهایش. و آن گروه دیگر از یاران و حامیان دولت درحاکمیت، که در برابر این تلاش دولت برای بقای خود مقاومت میکند و علیه آن موضع گرفته، به این دلیل است که هنوز تصور میکند میتوان به شیوه گذشته ادامه حکومت داد و به این مانورها نیازی نیست.
هر دو گروه که تن واحدی را نمایندگی میکنند، هنوز نمیخواهند با صراحت شکست سیاست اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، نظامی، اتمی و... در سالهای اخیر را بپذیرند. آقای خمینی شکست و اشتباه را بدشوار پذیرفت اما حداقل از این پذیرش وحشت نداشت، زیرا از نفوذ کلام و اعتبار خود در میان مردم آگاه بود، اما هیچیک از سران حاکمیت کنونی و در راس آنها رهبر جمهوری اسلامی دارای چنین موقعیتی نیستند و به همین دلیل از قبول شکست و بازگشت از راه رفته وحشت دارند. این وحشت، ازترس سقوط است و چون خود را نظام میدانند، میگویند که میترسند نظام سقوط کند! و حداقل پشت این بهانه پنهان شده و سنگر گرفته اند. آنها دست دست میکنند و میخواهند برای خود فرصت بخرند، اما بحران اجتماعی ناشی از شکست سیاست نظامی هر روز بیش از روز پیش به اعماق میرود و اندک فرصتها را نیز میسوزاند.
حاکمیت خود را میفرساید و جنبش تنومندتر میشود. در آن میان فاجعه آنجاست که حاکمیت میخواهد رهبران اصلاحات، منتقدان و طرفداران اصلاحات و مخالفان فروپاشی کشور را نیز با خود به آن دره ای ببرد که خود به سمت آن گامهای بلند بر میدارد. در چنین دور پیچیده ای از مسائل داخلی و خارجی است که نقشه تجزیه ایران هر روز دقیقتر میشود و آخرین سخنان رئیس جمهور امریکا "اوباما" در لندن مبنی بر نقشه مشترک انگلیس و امریکا برای ایران و سوریه معنائی در ارتباط با اوضاع داخل کشور، شکست سیاست نظامی، بیگانگی مردم با حکومت و حکومت با مردم، بحران اقتصادی، سقوط مشروعیت حکومت و... پیدا میکند.
1- هاشمی رفسنجانی در مراسم «بزرگداشت حماسهسازان جامعه پزشکی در دوران جنگ» روز 6 خرداد 1390 قربانیان جنگ با عراق را 200 هزار تن اعلام کرد. البته او مدعی شد که این رقم مربوط به مجموعه قربانیان جنبش از 1340 تا پایان جنگ است. این پیوند حکایت مقایسه موش و فیل است. مجموع کشته شدگان پیش از جنگ که ایشان اشاره می کند از چند هزار احتمالی هم تجاوز نمی کند.
رقم مربوط به یک هزار میلیارد دلار خسارت جنگی نیز توسط وی در یکی از نماز جمعه های پس از پایان جنگ اعلام شد که در بر گیرنده ویرانی شهرها و تاسیسات زیربنائی ایران بود.
فتنه در ایران یک سر دارد و آن سر "احمدی نژاد" است!
سال 83 نوشتم: امروز شهرداری را ستاد انتخاباتی خود کرده است و به معلمان و ائمه جماعات و هیات های مذهبی، از بودجه شهرداری خرج می دهد، فردا یک دولت می شود ستاد انتخاباتی و ازبودجه بیت المال خرج می دهد!*جدی نگرفتید!
خرداد 84 در نامه ای به شهردار تهران نوشتم: " نفی دموکراسی از سوی شما شائبه بازگشت استبداد و دیکتاتوری را در اذهان ایجاد می کند"* توجهی نکردید تا آن شهردار رئیس دولت شد!
خرداد 84 در مقاله " اندیشه ای خطرناک و ابتر" نوشتم: عده ایمی خواهند با آوردن احمدی نژاد روی کار، نظام را ساقط کنند!* باور نکردید!
سال 84 نوشتم: سقاخانه ایشان اگر برای مردم آب ندارد! برای خیلی ها نان داشته است و سازه ای مناسب برای عوام فریبی و جلب رای است، به عبارت دیگر نان آور و رای آور است!* باز هم گوش کسی بدهکار نبود!
سال 84 هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری، دست رهبری را بوسید، نوشتم: " امروز دست و پا می بوسد و روزی را می بینم که در برابر رهبری می ایستد! " و باز نوشتم که او از پشت بر رهبری خنجر خواهد زد!* باور نکردید تا به چشم خویش دیدید!
سال 84 نوشتم: "حکومت ها هر قدر از دانش فاصله بگیرند، از حوزه و دانشگاه می ترسند و اگر به علم بازگردند، در برابر دانشگاه و حوزه متواضع و خاشع می شوند" ، آن روز نوشتم : "کسانی که مکاتب و گروه های سیاسی را از دانشگاه اخراج می کنند، انحصار طلبند، اما بدانندحوزه و دانشگاه از سیاست جدایی ناپذیر است، حتی اگر حکومت ها خود را از این چشمه فیاض علم محروم کنند. "* امروز شاهدیم که حکومت از علم و دانش محروم و کردانیسم حاکم است!
سال 84 نوشتم: " آقای رئیس جمهور؛ پایه های جمهوری شما بر توهین، افترا، و زیر سئوال بردن مدیران انقلاب است، فراموش نکنید آن شب نامه هایی را که در دوره انتخابات منتشر شد و حتی خاتمی جرات نکرد عوامل تخریب هاشمی را معرفی کند( علی رغم قولی که به مردم داده بود)* امروز همان شب نامه نویسان علیه همان رئیس جمهور می نویسند!
سال 84 نوشتم: " این که بزرگان فرموده اند : مطالبات زود هنگام نداشته باشیم و فرصت داده شود، سخنی وزین و حکیمانه است، که باید به دولت فرصت داد تا برنامه های خویش را پیاده کند، اما نقد منتقدان شما، متوجه آنچه نکرده اید نیست! نقد ما متوجه آن رفتاری است که انجام داده اید، ملت از شما می خواهد فقط خراب نکنید، آباد نکردید باکی نیست!* باز هم کو گوش شنوا؟!
سال 84 نوشتم: " آقای رئیس جمهور؛ نکند به نام عدالت، فاتحه این واژه مقدس را در کشور بخوانیم و طنز سال های آتی " عدالت " باشد!*دیدید که چنین شد!
سال 84 به مجلس نوشتم: " نمایندگان محترم؛ بوش را رها کنید، احمدی نژاد را مراقبت کنید که به خودمان گل نزند! "* مراقبت نکردید تا دهها گل وارد دروازه خودمان کرد!
سال 85 در پی اظهارات احمدی نژاد و تاکید بر بچه دار شدن بیشتر! نوشتم: " من به نوبه خود هشدار می دهم، روزهای سخت و سخت تری در پیش داریم، و این گونه افاضات غیر منطقی و غیر عقلانی در بحث اقتصادی و سیاسی زیاد داریم و هزینه گزاف آنرا ملت می پردازد! و کشور با سرعتی سرسام آور سقوط می کند و این سقوط را بیگانگان و همسایگان جنوبی ما جشن گرفته اند!* باز هم گوش ندادید تا به امروز رسیدیم!
سال 85 نوشتم: " مسئله دولت در سفر یا دولت جهانگرد، مسئله سقوط اقتصادی دولت، مسئله گرانی و تورم، مسئله وعده های بی رویه استانی، مسئله پوپولیسم و عوامفریبی، مسئله اقتصاد بدون نفت، مسئله شایسته سالاری، مسئله دولت پاسخگو و ... مهمتر از هولو کاست است و به فراموشی سپرده شده است!* امروز که خانه ویران است، فهمیده اید که بیگانگان سرتان را به هولوکاست سرگرم کردند تا از خرابی خانه خود غافل شوید!
سال 86 نوشتم: " احمدی نژاد، حب جاه و حب جاه و حب جاه!" و اضاف کردم: " این افتخار نیست که خبرساز شویم، چگونه خبرساز شدن مهم است و مهمتر از آن عمل به وظیفه است نه خبر ساز شدن"* اما او برای مطرح شدن، حاضراست نظام را به تباهی برد و به قول معروف " در زمزم بشاشد"، و عقلا هم کاری نکردند!
سال 86 روانشناسی او را نوشتم و با متن کتاب درسی روانپزشکی، شخصیت او را تحلیل و نقد کردم، مکانیسم های دفاعی ناکارامد " خیال پردازی" ، تجزیه" " برون فکنی" پرخاشگری" همانند سازی برون فکنانه" را بیان کردم،ماجرای از دست دادن " حس واقعیت سنجی" در جلسات مهم و با شکوه و این که برای مدت کوتاهی دچار" شخصیت زدایی" یا " واقعیت زدودگی" می شوند و دچار " توهمات شنوایی، بینایی و لمسی" می شوند! را بیان کرده و " هاله نور" را به عنوان یک نشانه از این بیماری پذیرفتم! در آنجا به شخصیت " هیستریونیک - نمایشی" و " نارسیسیستیک - خود شیفته" اشاره کردم! و هشدار دادم که " نکند روزی وارث یک سرزمین سوخته شویم و آیندگان در روانشناسی رجال سیاسی ما کتاب بنویسند! "* اما باز هم گوشی شنوا نبود و کشور را در سراشیبی سقوط قرار دادیم،
سال 86 نوشتم: " به جای احمدی نژاد من را رد صلاحیت کردند" و مستدل هم نوشتم.* باز هم هیچ!
سال 86 نوشتم: " دهه چهارم انقلاب دوره رمال ها و فالگیر هاست!"* جدی نگرفتید!
گذشت و گذشت و گذشت ........
سال 88 در پاسخ بازجو که پرسید بود : " نظرت را راجع به سران فتنه بنویس"نوشتم: " فتنه فقط یک سر دارد و آن احمدی نژاد است! "* حال به حرف من رسیدید!
سال 89 برای بازجو درشت در یک صفحه A4 نوشتم: " سال نود سال رویارویی احمدی نژاد و حامیان ولایت است! " به بازجو گفتم این را در جیبت نگه دار، همدیگر را می بینیم!* خوب می بینید که همه پیش بینی ها درست از آب درآمد!
*** حال انصاف دهید ما بی بصیرتیم یا شما؟ !!!!!!!!!!!!!
با حضور سران نظام و برخی فرماندهان، برای بررسی حوادث
گزارشی که می خوانید، مربوط به جلسه ایست که غروب 25 بهمن در حضور علی خامنه ای، با هدف بررسی تظاهرات این روز تشکیل شده است. این گزارش ساعت 4 و 50 دقیقه بعد از ظهر دیروز برای پیک نت ارسال شد و ما از ارسال کننده گزارش خواستیم تا ما را نسبت به صحت آن مطمئن سازد. پاسخ ارسال کننده گزارش این بود که تصمیمات و موضع گیریهای روزهای آینده سران نظام و برخی اشارات در لابلای برخی سخنرانیها، صحت این گزارش را تائید خواهد کرد. ما این گزارش را با همین مقدمه منتشر می کنیم.
در این جلسه علاوه بر روسای سه قوه، فرمانده سپاه، فرمانده بسیج و وزیر اطلاعات نیز حضور داشته اند و پیش از پایان جلسه، به خواست علی خامنه ای، هاشمی رفسنجانی نیز راهی بیت رهبری شده و در این جلسه شرکت می کند و ارزیابی خود را از تظاهرات 25 بهمن ارائه میدهد که کاملا متفاوت با گزارش احمدی نژاد و نقدی فرمانده بسیج و مصلحی وزیر اطلاعات بوده است. فرمانده کل سپاه دراین جلسه موضع انتقادی نسبت به احمدی نژاد داشته است. در همین جلسه قرار می شود مجلس با پرهیز از تحریک مردم و هیجان سازی درباره رویدادهای 25 بهمن موضع گیری کند، که ظاهرا در جلسه روز گذشته مجلس امثال روح الله حسینیان و حسین فدائی و کوچک زاده رهبری را بدست گرفته و از این خط قرمز عبور می کنند. در پایان جلسهای که در حضور علی خامنه ای تشکیل شده بود، پس از اعلام پایان جلسه، خامنه ای از رفسنجانی می خواهد که بماند!
شب گذشته وقتی آخرین گزارشهای حركت اعتراضی مردم در شهرهای بزرگی چون تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و رشت و كرمانشاه را برای خامنه ای می برند او دستور می دهد فوری جلسه ای با فرماندهان سپاه و بسیج، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، احمدی نژاد و لاریجانی ها (رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه ) در حضور خودش تشكیل شود .
خامنه ای در ابتدای جلسه تذكر می دهد تا همه آن چه را اتفاق افتاده است با صراحت و بدون پرده پوشی بیان كنند و محض خوش آمد او چیزی را درز نگیرند . به همین دلیل میگوید من تا حدودی خبر ها و شعارها را شنیده ام و از شعار بن علی و سید علی هم خبر دارم !
وزیر اطلاعات محض چاپلوسی می گوید حرف 4 تا بچه كه خودشان هم نمیدانند چه میگویند كه ارزش گفتن ندارد و به همین دلیل ما حتی در گزارش تقدیمی خود هم به آن اشاره نكردهایم !
خامنهای رو به نقدی كرده و می گوید : آقای نقدی شما حرف آقای مصلحی را قبول دارید ؟ واقعا شما برای 4 تا بچه این همه نیرو بسیج كرده بودید ؟!
نقدی می گوید : آقا! ما محض احتیاط در مسائل امنیتی همیشه سقف را می بینیم و بر اساس آن نیرو بسیج می كنیم!
در ادامه صحبت های نقدی، احمدی نژاد معترضانه میگوید چطور شما سقف را دیده بودید كه نتوانستید از شكل گیری هسته های اولیه تظاهرات جلوگیری كنید ؟
فرمانده سپاه كه سابقه درگیری و چالش او و احمدی نژاد را همه می دانند در پاسخ این حرف احمدی نژاد می گوید :
سپاه بیش ار حد لازم برای شما مایه گذاشته است و به نظر من بیشتر از این، شكاف ایجاد شده در سپاه را بیشتر می كند !
احمدی نژاد در پاسخ فرمانده سپاه می گوید : ظاهرا شما را هم گروه رفسنجانی و لاریجانی ها تحت تاثیر القائات خود قرار داده اند ..
این سخنان در زمانی رد و بدل می شود كه خامنه ای مشغول خواندن گزارشی بوده كه وزیر اطلاعات برای او آورده است .
صادق لاریجانی در جواب احمدی نژاد می گوید :نمی دانم آقای احمدی نژاد چه اصراری دارند ما را جدا از خودشون همه جا جلوه بدهند !
علی لاریجانی در ادمه سخنان برادرش می گوید: ظاهر امر بر آقای احمدی نژاد مشتبه شده كه قدرتشان قائم به شخص و شخصیت خودشان و چند نفر اطرافشان است! ایشان باید بدانند اگر یك لحظه سایه آقا از سر ماها كم شود نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان !
احمدی نژاد می گوید: مقصودتان از تاك نشان ! آقا هستند ؟
فرمانده سپاه حرف او را قطع كرده و می گوید : مقصودشان از تاك نشان همین چند تا آدمی هستند كه نسخه مكتب ایرانی برای شما می پیچند و خیال برشان داشته است كه بین مردم محبوب هستند .
هاشمی رفسنجانی كه تازه وارد جلسه شده است (بنا به اظهار منبع موثق هاشمی رفسنجانی بنا به خواسته خامنه ای در دقایق پایانی به جلسه وارد می شود كه البته خیلی ها خصوصا احمدی نژاد خوششان نمی آید) رشته سخن را به دست گرفته و رو به خامنه ای می گوید :
ممكن است آقایان گزارش هایی از اتفاقات امروز به شما داده باشند. حال آن كه الان دیگر جای تعارف نیست !
خامنه ای می گوید : از قضا من در ابتدای جلسه این موضوع را كه آقایان با صراحت و شفاف گزارش بدهند متذكر شدم ...
وزیر اطلاعات كه عرصه را تنگ می بیند می گوید : ظاهرا آقای هاشمی می خواهند بگویند بیش از 3 میلیون در خیابان ها بوده اند ..
هاشمی رو به خامنه ای و بی اعتنا به وزیر اطلاعات می گوید :هر تعداد كه آقایان گزارش كرده اند را شما ضرب در 100 كنید. حتی تعداد بوقهایی كه امروز خود روها می زدند را! چون آنهایی كه امروز آمدند و تعدادشان هم دهها هزار نفر بود كسانی بودند كه پیه كتك خوردن و به زندان افتادن را، آن هم در حالی كه به عید نوروز نزدیك می شویم و حتی كشته شدن را به تنشان مالیده و علیرغم آن به خیابان ها آمده بودند .. ! پشت سر هر یك از این ها صدها نفر هستند كه مخالف جدی هستند و ما نباید چون به خیابان نیامدند آنها را به حساب نیاوریم . آن ها دنبال یك روزنه كوچك هستند تا مخالفت خودشان را چندین و چند برابر ابراز كنند! در فضای رعب و وحشت ایجاد شده آن هایی كه به خیابان ها آمدند هر چند بر خلاف نظر بعضی از آقایان تعداشان هم كم نبود تنها گروهی كوچك از معترضان بودند و دهها هزار نفر را در بر می گرفتند. ما لااقل در چنین جلساتی نباید خودمان را گول بزنیم . ما زمانی خود را گول زده ایم كه واقعیات را از خودمان پنهان كنیم ! آن ها كه به خیابانها آمدند امروز قید جان و سلامتی خودشان را زده بودند. آن هایی كه در چنین فضایی نیامدند را نمی شود نادیده گرفت. چون مخالفت تنها با به خیابان آمدن نیست. هزار جور دیگر هم می شود مخالفت كرد و نظام را از درون فروپاشید! نمونهاش اعتصاب خاموشی است كه الان در ادارات وجود دارد .. همه هستند اما همه كار نمی كنند! به همین دلیل است كه دولت خیلی راحت دستور تعطیلی ادارات را به هر بهانه كوچكی می دهد چون می بیند ادارات كارایی ندارند و اگر تعطیل باشد نفعش بیشتر است !
هاشمی ادامه می دهد : اما من علت همه این اعتراضات را نظام نمی دانم! ای كاش دلیل اعتراضات مردم من بودم كه در آن صورت لحظه ای درنگ نمی كردم و خودم را قربانی نظام می كردم !
این حرف هاشمی كه مستقیما احمدی نژاد را هدف گرفته بود باعث شد احمدی نژاد رنگ به رنگ شود. احمدی نژاد وقتی می بیند خامنه ای در برابر این حرف هاشمی بر خلاف گذشته از او دفاع نمیكند به تندی به هاشمی می گوید: شما حاضر نیستید آقا زاده فراریتون را بر گردونید آن وقت دم از این می زنید كه حاضرید خودتون را قربانی نظام كنید ؟
هاشمی بی توجه به حرف احمدی نژاد رو به خامنه ای كرده و می گوید :
من آن چه شرط بلاغ می دانستم را گفتم! حال خود دانید..
جلسه كه حالت بسیار مایوسانه ای به خود گرفته بود با این قرار كه فردا در مجلس طیفی از نمایندگان مجلس به این اعتبار كه نماینده مردم هستند حوادث پیش آمده را محکوم کنند پایان می یابد! همه میروند و خامنه ای از هاشمی می خواهد كه بماند.
نقش حمایت فشارهای بینالمللی و ریزش نیروهای سرکوبگر در کند کردن و آینده جنبش سبز چقدر تعیین کننده است؟
مهمترین خبرهای ایران حول و حوش تهدیدهای خشن سران حکومت ایران نسبت رهبران جنبش سبز دور میزند. فردای تظاهرات ۲۵ بهمن سانههای دولتی ایران از فضای مجلس نوشتهاند که نمایندگان مجلس شعار مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی دادهاند و خواهان اعدام موسوی و کروبی شدهاند. علی لاریجانی، رئیس مجلس هم گفته که قرار است کمیتهای برای بررسی ماهیت گروهی افراد ضدانقلاب در کشور تشکیل شود.
تهدیدهای خشن نشانه ترس بیاندازه
به عقیده ناظران این تهدیدها نشانه ترس بیسابقه مسئولان است. حکومت ایران که در طول سال گذشته مدعی بود فتنه را خوابانده است، دیروز با فتنهای روبرو شد که بیدارتر از پیش بود.
فاطمه گوارایی، عضو شورای فعالان ملی مذهبی میگوید: سران حکومت ایران تمام تحلیلهای داخلی و امنیتی را به این سمت سوق داده بودند که توانستهاند این جریان را کاملاً مهار کنند. ولی رویداد ۲۵ بهمن خواب آقایان را کاملاً آشفته کرده، طوریکه فردای روز تجمعات، شاهد این هستیم که حتی در مجلس طرح میدهند که باید کمیتهای برای بررسی ماهیت این جریان تشکیل شود و فضاسازی شود به طرف دستگیری موسوی و کروبی، که من البته بعید میدانم. چون خودشان هم میدانند که پا گذاشتن به حریم رهبران جنبش سبز، تبعاتی دارد که فکر نمیکنم در این شرایط خواهانش باشند.
تظاهرات دیروز صریحتر و شدیدتر از همیشه رهبری جمهوری اسلامی را نشانه رفت. آزاده کیان، استاد جامعه شناسی در پاریس معتقد است حرکت دیروز نشان داد که مخالفان نه تنها خاموش نشده، بلکه در شعارها و خواستهای خود به مراتب رادیکالتر شدهاند: تظاهرکنندگان خواهان رفتن آقای خامنهای رهبر بودند و این نشان میدهد که سران جمهوری اسلامی علیرغم سرکوب نتوانستند جنبش را به تحلیل ببرند.
فاطمه گوارایی میگوید مطالبات عامی که خرداد ۸۸ را آفرید، حالا به شدت هدفمند شدهاند. در عین حال که آمدن مردم به خیابانها نشان داد که راهحل سرکوب نیست و باید نسبت به آن پاسخی وجود داشته باشد. به نظر او نیروی سرکوب هم دیگر نمیتواند عامل اجرایی بیچون و چرا بماند: جنبش سبز به تنفس و حیات خودش در رگ و پی جامعه ادامه داده است. نمونهاش را هم در اشکال مختلفی که در حیات یک جامعه وجود دارد، بروز و ظهورش را میتوانستید ببینید. شاید یکی از جلوههای بزرگ آن ریزش و شکافهاییست که در درون خود حاکمیت بهوجود آمده است.
ریزش در نیروهای سرکوب
مهران براتی، تحلیلگر مسایل سیاسی بر این باور است که شرط موفقیت جنبشها در کشورهایی که دیکتاتوری یا دیکتاتوریهای ایدئولوژیک در آنها حاکم بودهاند، همراهی دستکم بخشی از نیروهای نظامی و ارتش با مردم است. او به رفتار ارتش مصر اشاره میکند و در مقایسه آن با نیروهای نظامی در ایران میگوید: بعد از انتخابات سال ۸۸، سپاه پاسداران به عنوان یک نیروی سرکوبگر و خونریز جلوی مردم ایستاد. در مملکت ما هم اصولاً یکی از شرایط به موفقیت رسیدن این جنبش اجتماعی این است که ارتش یا نیروی سپاه تشخیص دهد که این سرکوب نتیجه ندارد.
صحنهای از تظاهرات ۲۵ بهمنآزاده کیان از مقایسه مصر و ایران به این نتیجه میرسد که از هشتاد میلیون مصری تنها چند صد هزار نفر تظاهرات کردند، بنابراین مهم این نیست که در آینده چند نفر به خیابانها بیایند: الان مسئله این است که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی، یعنی پاسداران و ارتش و نیروهای پلیس، که بههرحال اینها سرکوبگران واقعی هستند، این نیروها کم کم به طرف مردم بیآیند. نارضایتیها در ایران زیاد است و در اقشار مختلف هم وجود دارد. نارضایتیهای اقتصادی و سیاسی بیشتر شدهاند. برای همین به نظر من اگر احتمال سرکوب کم شود، احتمال این هست که باز در ایران شاهد تظاهرات و مبارزات گستردهتری باشیم.
به باور فاطمه گوارایی این شکاف در میان سپاه پاسدان با حضور میرحسین موسوی در انتخابات سال ۸۸ آغاز شده است: با سرکوبها و جنایات و فجایعی که در زندانها نسبت به زنان و مردان این سرزمین رفت، حجت بر آنها تمام شده است. اتفاقاً یکی از دلایلی که امروزه میگویند رژیم دارد بیش از پیش بر بسیج تکیه میکند و بسیج را به حالت سازمانیافته درمیآورد، بروز شکافهای بسیاری است که در درون سپاه رخ داده است.
نگاه به منطقه و چشمانداز آینده؟
فاطمه گوارایی میگوید: شباهتسازی دو جنبش در منطقه که به فاصلهی کمی ازهم صورت گرفت و نگاه به مصر و رفتار ارتش این کشور با معترضین یکی از دلایلی است که مردم این بار شاهد حضور کمرنگتر نیروهای سپاهی در این مرحله در سطح خیابانها بودند.
نکتهی دومی که او بسیار مهم میداند، فضای بینالمللی جنبش مصر و تونس است و قیام مصر که مسائل منطقه را تحت پوشش تمامی رسانهها و خبرگزاریها برده و مجامع بینالمللی روی این مسئله حساس هستند. به طوری که بعد از سرکوب دیروز هم شاهد آن بودیم که از چندین مرکز جهانی این اقدام مورد تقبیح قرار گرفت.
آیا در روزهای آینده بازهم اعتراضها به خیابان کشیده خواهد شد؟ به نظر فاطمه گوارایی به جای پاسخ به این سوال باید بر این نکته تاکید کرد که:
بروز مجدد اعتراضهای خیابانی یکی از اشکالیست که جنبش میتواند در فواصل مختلف حرکت خودش از آن استفاده کند. حرکت ۲۵ بهمن فقط برای این بود که یکبار دیگر به آن دسته از کسانی که فکر میکردند جنبش سبز پایان یافته، رمق ندارد، دچار انفعال و سرخوردگی شده و همین طور به حاکمیت نشان داده شود که نه، این جنبش نه تنها زنده است که حتی بیش از گذشته نسبت به عملکرد و ادامهی کار خودش اعتقاد و امید دارد.
و آزاده کیان بر غرور ملی مردم انگشت میگذارد:طبقهی متوسطی که خواهان غرور ملیست، تحمل نمیکند که ایران این قدر عقبرفت نسبت به تمام کشورهای منطقه خاورمیانه داشته باشد و این غرور ملی ایرانیها و بهخصوص جوانان و بهخصوص طبقهی متوسط شهری باعث خواهد شد که اینها بیش از پیش حضور در صحنه داشته باشند.
پدر حامد روحی نژاد در مصاحبه اخیر با کلمه که چند روز پیش انجام شد : پسرم در حال مرگ است، در ماه های اخیر حکم زندان در تبعیدش اجرا شده و از زندان اوین به زندان شهر زنجان منتقل شده است .اما این تبعید برای حامد بسیار زجر آورتر از دیگر زندانیان است .چرا که او به بیماری ام اس مبتلاست . حامد وقتی در زندان اوین بود با کمک دوستان و هم بندانش در بند ۳۵۰ با بیماری سختش کنار می آمد . آنها دستش را می گرفتند و برای بهبود حالش هر کاری می کردند.او را به حمام و هواخوری می بردند .اما با این وجود پزشکان بارها هشدار داده بودند که نگهداری او در این وضعیت در زندان اوین خطرناک است . اما با وجود این هشدارها و در میان بهت و تعجب همه از جمله ما حالا او به زندان شهر زنجان ،در جایی به اسم اردوگاه منتقل شده است . زندانی که فاقد کوچکترین امکانات رفاهی و بهداشتی است، او در حال مرگ است و با این وضعیت بیش از یک ماه در این زندان دوام نمی آورد، من از مردم از گروه های حقوق بشری میخواهم به حامد کمک کنند.
وعده هاشمی برای احقاق حقوق زندانیان از طریق رهبری، به نتیجه نرسیده است
چکیده : در روز ولادت رضای آل محمد(ص) اعلام کنیم که ما از این حکومت اسلامی که دستگاه قضایش بیگانه با اسلام عمل می کند و مسئولینش به تعهدات و مسئولیت های خود در برابر مردم که ولی نعمتند، عمل نمی کنند و به دلیل همه مظالمی که بر ما و عزیزانمان می رود، رضایت نداریم. و در پیشگاه حضرت احدیت شهادت می دهیم که این بندگان بر کرسی دو روزه قدرت نشسته حق الناس را فروگذاشته و ادعای پرداختن حق خدای خویش دارند.
خانوادههای زندانیان سیاسی تاکید کردند که وعده هاشمی برای احقاق حقوق زندانیان از طریق رهبری، به نتیجه نرسیده است
جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی با ارسال نامهای به رئیس مجلس خبرگان، از او به خاطر شنیدن درددل خانواده زندانیان در دیدار ماه گذشته تشکر کردند.
به گزارش کلمه، خانوادههای زندانیان در این نامه با اشاره به وعده هاشمی در جلسه ماه گذشته مبنی بر اینکه از طریق رهبری خواستههای این خانوادهها را پیگیری میکند، تاکید کردند که غیر از مرخصی دو سه روزه داود سلیمانی و یک نفر دیگر، هیچیک از مسائل مطرح شده در آن جلسه به نتیجه نرسیده است.
در نامه جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی همچنین آمده است: در روز ولادت رضای آل محمد(ص) اعلام کنیم که ما از این حکومت اسلامی که دستگاه قضایش بیگانه با اسلام عمل می کند و مسئولینش به تعهدات و مسئولیت های خود در برابر مردم که ولی نعمتند، عمل نمی کنند و به دلیل همه مظالمی که بر ما و عزیزانمان می رود، رضایت نداریم. و در پیشگاه حضرت احدیت شهادت می دهیم که این بندگان بر کرسی دو روزه قدرت نشسته حق الناس را فروگذاشته و ادعای پرداختن حق خدای خویش دارند.
متن کامل این نامه که نسخهای از آن در اختیار خبرنگار کلمه قرار گرفته، در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی
رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان
با سلام و احترام
بدین وسیله ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات ۸۸ که روز سه شنبه مورخ سی شهریورماه مصدع اوقات شدیم، ضمن تبریک میلاد فرخنده ثامن الحجج علی بن موسی الرضا خدمت حضرت عالی و هم وطنان عزیزمان، مراتب سپاس خود را از آن ملاقات که تاحدی موجب دلگرمی ما و فرزندانمان و از سوی دیگر حرص و کینه بیشتر نااهلان و نامحرمان نوخواسته خشونت طلب شد، اعلام می داریم.
همان گونه که در جلسه حضوری خدمتتان عرض کردیم ما سعی می کنیم توقعات و انتظاراتمان را از رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به شرایط موجود تطبیق داده و تعدیل کنیم اما در عین حال موقعیت های استراتژیک سیاسی حضرتعالی از یک سو و ریشه و نسبتتان با انقلاب اسلامی و بنیان گذار گرانقدر جمهوری اسلامی ایران، هم چنان امتیازات برجسته ای را که می توان با اتکاء به آن از حقوق اساسی ملت حمایت و پشتیبانی کرد به رخمان می کشد.
جناب آقای هاشمی
ما بسیار سپاسگزاریم که شما در آن ملاقات حضوری مانند پدری دلسوز به درددل فرزندان خدمتگزاران و رزمندگان و مدیران خدوم دیروز که اینک جسمشان رنجه بندگران ستم است و روحشان در حال تعالی بیشتر، گوش سپردید و نیز برای مصائبی که بر والدین و همسران دانشجویان و روزنامه نگاران متعهد دربند می گذرد افسوس خوردید و از به بندکشیدن وکلای متعهد و آزاده مسلمان ابراز حیرت و تأسف نمودید و برای همه ما از درگاه خداوند متعال صبر و امید و استقامت طلب کردید. و تأکید کردید که آزادی و عدالت از مهمترین اهداف در نظام جمهوری اسلامی است و قطعاً برخی کاستیها مانع از رسیدن به این اهداف والا نخواهد بود..
شما فرمودید برای این که پیگیری خواسته های ما از طریق مأموران نتیجه عکس ندهد، آن ها را از طریق رهبری پیگیری می کنید و امیدوار بودید که به نتیجه برسد. اینک نزدیک به یک ماه از آن ملاقات امیدوارکننده می گذرد و متأسفانه باید گفت جز موافقت با مرخصی دو سه روزه آزاده ایثارگر، استاد معارف، دکتر داود سلیمانی، و مرخصی یکی دیگر از آزادگان دربند، هیچ یک از مسائل مطروحه در جلسه به نتیجه نرسیده است. و در مواردی چون اجرای حکم زندان در تبعید دانشجویان ستاره دار محروم از تحصیل دقیقا به عکس عمل شد. و باید به استحضار برسانیم هنوز تاجزاده و نوری زاد پس از گذشت دوماه از بازداشت مجددشان، در قرنطینه اند و به بند ۳۵۰ منتقل نشده اند و زندانیان این بند نیز هم چنان در محرومیت مضاعف از حقوق اولیه شان به سر می برند مواردی چون قطع تلفن و محدودیت ملاقات ها و عدم دسترسی به کتب و جزوات تخصصی مورد نیاز و امکانات تخصصی پزشکی و مرخصی و حتی امکاناتی که در رژیم پهلوی از زندانیان سیاسی مضایقه نمی شد، از شاهکارهای دستگاه قضائی ماست که تحت فشار مقامات امنیتی و سپاه اعمال می شود و زندانیان دیگر بندهای امنیتی و بند نسوان و رجائی شهر نیز دست کمی از آنان ندارند.
نکته پایانی سخنان شما این بود که رهبری پیش از این درمورد اعمال قانون و رسیدگی سریع تر به پرونده ها و دادن حقوق زندانیان دستوراتی را صادر کرده بودند که امروز هم می تواند در حل مشکلات مؤثر باشد. ما امیدوار بودیم آن جلسه ملاقات و طرح مشکلات زندانیان سرفراز ما و خانواده هایشان که کاملا مستند شد، به عنوان مشتی از خروار بی قانونی ها و بی عدالتی ها و مظالمی که باید به آن رسیدگی شود، مورد توجه و اعتنا قرار گیرد. اینک پس از گذشت نزدیک به یک ماه از آن ملاقات برخود واجب دیدیم ضمن تشکر و ابراز قدردانی از وقتی که مصروف شنیدن آلام ما نمودید بار دیگر در روز ولادت رضای آل محمد(ص) اعلام کنیم که ما از این حکومت اسلامی که دستگاه قضایش بیگانه با اسلام عمل می کند و مسئولینش به تعهدات و مسئولیت های خود در برابر مردم که ولی نعمتند، عمل نمی کنند و به دلیل همه مظالمی که بر ما و عزیزانمان می رود، رضایت نداریم. و در پیشگاه حضرت احدیت شهادت می دهیم که این بندگان بر کرسی دو روزه قدرت نشسته حق الناس را فروگذاشته و ادعای پرداختن حق خدای خویش دارند. والله بکل شیء علیم.
خداوند به شما توفیق و به ما صبر و استقامت افزون تر عطا فرماید.